خرید بک لینک

بگذار برایت چای بریزم

امروز به ‌شکل غریبی خوبی

نزار  قبانی

صدایت نقشی زیباست بر جامه‌ای مغربی

و گلوبندت چون کودکی بازی می‌کند زیر آیینه‌ها…

و جرعه‌ای آب از لب گلدان می‌نوشد

بگذار برایت چای بیاورم،

راستی گفتم که دوستت دارم؟

گفتم که از آمدنت چقدر خوشحالم؟

حضورت شادی‌بخش است مثل حضور شعر

و حضور قایق‌ها و خاطرات دور...

...

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 3:18

شهریور...این ته تغاری نازک نارنجی تابستان...از راه رسیده... گرچه در کوله اش گرما دارد و آفتاب...اما هنوز نیامده ، می‌خواهد بگوید که از جنس پاییز است..با خودش بادها را میاورد..یکه تازی می کند شهریور از دیر باز حامل شکوفه های پاییزی بوده.شکوفه هایی به رنگ...سرخ، زرد، نارنجی...تمام آفتاب را تقدیم پاییر میکند

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 3:18

گذشت زمان گاهی بی آنکه بفهمی در طول زمان آدم دیگری می شوی بیشتر سکوت می کنی دیرتر باور می کنی و کمتر می رنجی... گاهی بی آنکه بفهمی خاطرات خوبت را در آغوش می گیری گوشه ای می‌نشینی خیره به یک نقطه ی نامعلوم و یاد می گیری تلخی ها تنها آمده اند تا تو را دور کنند از باورهای کودکانه ای که چشم هایت را به روی حقیقت بسته بود...

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 3:18

دهم بهمن‌ماه جشن سده؛ جشنِ کشف آتش به‌دست هوشنگ‌شاهِ پیشدادی جشن سده با قدمتی هزاران‌ساله، به‌فرخندگیِ پیدایش آتش مبارک در شاهنامهٔ فردوسی داستانِ پیدایشِ آتش چنین آمده‌: زمانیکه هوشنگ‌شاه سرگرمِ شکار بود ماری سیاه از دور پدیدار شد؛ هوشنگ سنگی برداشت و با نیروی کیانی به سمتش پرتاب کرد؛ سنگ با تکه‌سنگِ بزرگی در کنارِ مار برخورد کرد و جرقه‌‌ای زد و از آن‌ برخورد، آتش پدید‌ آمد. هوشنگ ایزد را نیایش‌کرد و گفت که این نوری ایزدی‌ست و باید آن را

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 3:18

نمی دانم زود شده یا دیر نمی دانم زمان حرکت می کند یا نه نمی دانم گذشته و اینده چه معنای های دیکری دارد نمی دانم عارفان و فیلسوفان چه می گویند اما می دانم او مدت زیادی است به خانه نیامده است من دیگر صدای کلیدش که در قفل در می چرخد را نمی شنوم او مدت زیادی است سر سفره ننشسته است مدت زیادی با هم چای نخورده ایم مدت زیادی است با پاکت های میوه در دست به خانه نیامده مدت زیادی است رانندگی نکرده است و با هم سفر نرفته ایم زمان تبهکار است پدر کشتگی ها کرده پدر من از

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 3:18

صفحه بندی